این قسمت را با شعری از مولانا شروع میکنم

 

خوش باش که هرکه راز داند /  داند که خوشی خوشی کشاند

شیرین چو شکر تو باش شاکر  /  شاکر هر دم شکر ستاند

 

در بیت اول این شعر تمام نکاتی که تا الان گفتیم به طور خلاصه آمده است؛ اگر دقت کنید مولانا میگوید خوشی، خوشی کشاند. یعنی لازم نیست ما به دنبال خوشی برویم بلکه وقتی خوش باشیم و خوشی را بخواهیم خودش میاد به سمت ما.

 

درک این نکته واقعا اهمیت دارد که بدانیم و آگاه باشیم که چیزهایی که میخواهیم خودشون به سمت ما می آیند. اگر بتوانیم درک کنیم که هر چیزی که بخواهیم خودش بدون هیچ تلاشی به سمت می آید میتواند زندگی ما و طرز نگاه ما به زندگی را به طور کامل دگرگون کند.

 

فقط کافیه متمرکز باشیم روی چیزی که میخواهیم. (خیلی وقت ها فکر میکنیم که چیزی را میخواهیم ولی در عمل آن خواسته را داریم از خود دور میکنیم با افکار و رفتارمون)

 

فراموش نکنیم که تمام حواس ما ارتعاش فرستاده و ارتعاش دریافت میکنند؛ مثل چشم که ارتعاش نور را گرفته و آنرا برای ما تفسیر میکند. یا گوش و …

 

در این سلسله مطالب باد میگیریم که چه ارتعاشاتی چه مواردی را به وجود می آورد و اگر ناخواسته ای درون زندگیمان باشد خیلی راحت آن ارتعاش را پیدا میکنیم و ارتعاش مخالف آنرا به هستی میفرستیم و این تمام کاری است که ما باید انجام دهیم…

 

مغز ما دارای یک سری کانال های نورونی است که با هر بار تکرار یک موضوع این کانال ها در آن زمینه قوی و قوی تر میشوند و این مکانیسم باعث میشود تا ما با تکرار موضوعی خاص در آن به مرحله ی ناآگاهی و شایستگی برسیم.

 

مانند رانندگی کردن؛ اگر به یاد داشته باشید یا دیده باشین کسی که برای بارهای اول پشت فرمان ماشین مینشد خیلی به سختی میتواند رانندگی کند به طوری که حتی بعد از یک ساعت رانندگی تمام بدن شخص دردگرفته و تمام عضلاتش منقبض میشود… ولی کافیست که همان شخص برای مدتی رانندگی را در زندگی اش تکرار کند؛ دیگر بعد از مدتی همان رانندگی ملال آور بدون نیاز به هیچ توجهی انجام میگیرد و طرف حتی میتواند برای مدت زمان طولانی بدون خستگی پشت فرمان ماشین رانندگی کند.

 

 

  • کسی که فکر میکند که خیلی میداند؛ قدرت و آمادگی یادگیری را ندارد.

نکته ی بسیار مهمی را با شما در میان میگذارم. برای یادگیری درست این مطالب باید از دانسته های قبلی خود استفاده نکنید و هر آنچه را در مورد قانون جذب می دانید کنار گذاشته و دقیقا به شیوه ای که به شما آموزش داده میشود عمل کنید و مطالب را درک کنید وگرنه نمیتوانید درک درستی از مطالبی که گفته شده و در آینده نیز می آید بهره ی کافی را ببرید.

 

  • فنجانت را خالی کن:

سالها پیش در ژاپن استاد سوزوکی ) استاد زن  ( از هر گوشه جهان شاگردانی در مدرسه خودش داشت.  جوانانی که فقیر و بی سواد بودند در نزد ایشان تعلیم روش نوین زندگی کردن میدیدند . در یکی از سالها  ۲۳ نفر را برای تعلیم پذیرفته بود و معمولا ۴ سال طول میکشید تا یک شاگرد استاد شود.  تعداد ۲۲ نفر از شاگردان از روستاهای دورافتاده ژاپن آمده بودند و ۱ نفر نیز به اصرار پدرش وارد این مدرسه شده بود .

این شاگرد اهل توکیو بود و فقیر نیز نبود و صاحب مدارج بود . در این مدرسه اولین سال آموزش چیزی تعلیم داده نمیشد و شاگردان فقط در سال اول زمین را تمیز میکردند و توالت ها را می شستند و برای شاگردان ارشدتر غذا درست میکردند.  ظرف ها را تمیز می کردند و  …

در پایان سال اول استاد سوزوکی ۲۳ شاگرد را در محوطه مدرسه دور هم جمع کرد و از بین آنها کسانی را که شایسته ارتقاء به سال دوم بودند را انتخاب کرد و تمامی ۲۲ نفری که از روستاها آمده بودند ارتقاء یافتند . استاد به شاگردی که از توکیو آمده بود و در آمریکا تحصیل کرده بود گفت : تو هنوز آماده نیستی!  باید ۲ سال دیگرنیز در این پایه بمانی !

آن شاگرد جا خورد و استدلالی که آن شاگرد از این حرکت استاد داشت این بود که حتما استاد خواسته تا او در همین پایه بماند و به شاگردان جدیدالورود کمک نماید ، آنها را راهنمایی کند و دو سال دیگر نیز در همان پایه ماند…  در آخر سال دوباره استاد سوزوکی او را تجدید کرد!!  به او گفت که هنوز آماده نیستی و دوسال دیگر نیز باید در پایه اول بمانی !

این بار شاگرد عصبانی شد . فریاد زد و سر استاد داد کشید .. . استاد در حال نوشیدن یک فنجان چایی بود.  استاد گفت : آرام باش و بنشین . استاد از او خواست تا برایش یک فنجان چایی بریزد . شاگرد چایی را در فنجان ریخت و فنجان پر شد و استاد گفت چرا بیشتر نمیریزی؟ ادامه بده

شاگرد باز هم ریخت و چایی از فنجان سر رفت وروی میز ریخته شد . استاد گفت : دلیل اینکه هیچوقت ترفیع نگرفتی این بود که تو مثل این فنجان تو پُر هستی . هر مطلب و دانشی که میخواستم به تو یاد بدهم نمی توانست وارد ذهنت شود و سر می رفت .

قانون جذب بسیار قدرتمند است ولی کسانی که فنجانشان پر است نمیتوانند این قدرت را درک و کسب کنند و از آن بهره ببرند.

حسین حقانی

بیشتر بخوانید

                  قانون جذب / قسمت اول

                  قانون جذب / قسمت دوم

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد