قسمت دوم:

 

یادگیری

 

یادگیری یک مدل هنر است. که نه فقط در قانون جذب بلکه باید توجه داشته باشیم که در هر حوزه ای چگونه یاد بگیریم و چه چیزی را یاد بگیریم!

 

مراحل یادگیری

 

  • ناآگاهی و ناشایستگی (نمیدانیم و خبر نداریم که نمیدانیم)

این موقعی است که اصلا نمیدانیم که قانون جذبی وجود دارد و از آن هیچ بهره ای نمیبریم.

 

  • آگاهی و ناشایستگی (می دانیم که نمیدانیم)

زمانی هست که میدانیم مثلا یک سری از آدما با کار کمتر پول بیشتری در میآوردند ولی راهش را نمیدانیم.

 

  • آگاهی و شایستگی ( میدانیم که میدانیم)

زمانی است که ما علم به قانون جذب داریم و سعی میکنیم آگاهانه از آن استفاده کنیم.

 

  • ناآگاهی و شایستگی (عادت شده است)

زمانی میرسد که بدون اینکه آگاهانه برای موفقیت تلاش کنیم به صورت ناخودآگاه ارتعاشی میفرستیم که به موفقیت ما کمک میکند.

 

توضیحاتی که داده شد برای این است که ذهنمان با موضوع بیشتر آشنا شود؛ ولیکن مراحل یادگیری در همه حوزه ها کوچک و بزرگ به همین روال است، برای روشن تر شدن موضوع مثالی میزنم:

 

کودکی که را در نظر بگیرید که تا به حال به بستن بند کفش توجهی نکرده است، او در مرحله ی اول یادگیری اصلا هیچ تصوری برای بستن بند کفش ندارد (ناآگاهی و ناشایستگی)  بعد از مدتی بستن بند کفش توسط مادرش را میبیند و سعی در یادگیری آن میکند (آگاهی و ناشایستگی) ولی هنوز نمیتواند بند کفش را خودش ببند و فقط متوجه موضوع شده است. در مرحله ی بعد کودک سعی در بستن بند کفش و گره زدن آن میکند، تا زمانی که آگاهانه به بستن بند کفش مشغول است شاید بتواند بند کفش خود را ببندد ولی اگر مثلا وسط بستن کفش از او چیزی طلب کنید احتمالا اشتباه این کار را انجام میدهد و یا باید از اول به گره زدن بپردازد ( آگاهی و شایستگی) ولی در مرحله چهارم کودک کاملا به بستن بند کفش مسلط شده و آنرا بدون نیاز به توجه خاصی گره میزند حتی اگر در حال صحبت کردن با کسی باشد (ناآگاهی و شایستگی)

 

کل هدف از آموزش قانون جذب رسیدن به مرحله چهارم یادگیری یعنی ناآگاهی و شایستگی است. به اصطلاح باید ملکه ذهن شود تا عملکردی که از آن انتظار داریم رخ دهد.

 

وقتی به مرحله چهارم برسیم دیگر زحمت خاصی برای رسیدن به اهدافمان نمیکشیم یعنی در این زمان دیگر لازم نیست تک تک رفتار و فکرهایمان را زیر ذره بین برده و مراقبت باشیم که در مسیری که میخواهیم حرکت کنیم ولیباید توجه داشته باشیم که برای رسیدن به این مرحله خیلی باید زحمت بکشیم تا شیوه ی درست زندگی کردن و مسیر موفقیت ملکه ذهنمان شود.

 

راه های رسیدن به مرحله ناآکاهی و شایستگی

 

دو راه بیشتر وجود ندارد:

 

  • مطالعه، دریافت اطلاعات صحیح و تکرار و تکرار و تکرار مطالب.
  • قرار گرفتن در محیط کسانی که در آرزوی رسیدن به جایگاه آنها هستیم.

 

مسئله دانستن صرف نیست؛ شاید شما هم خیلی از افرادی را دیده باشید که قانون جذب را شاید سال هاست که میشناسند و روی آن وقت میگذارند ولی در عمل هیچ نتیجه ای نگرفته اند. این به خاطر این است که مراحل یادگیری را درست پیش نرفته اند و فقط به دانستن مطالب اکتفا کردند؛ نکته اینجاست که تکرار مطالبی که میدانیم ما را به مرحله چهارم یادگیری و ورود معجزات به زندگی میرساند.

ما باید تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا به مرحله ناآگاهی و ناشایستگی برسیم که اگر به این مرحله نرسیم تمام تلاشمان بی ثمر خواهد بود. البته همین که سطح آگاهی بالا برود حتما شایستگی هم با خودش می آورد و جذب هایی اتفاق می افتد ولی قطعا آن معجزه ای که قرار است در زندگی ما رخ بدهند هرگز رخ نخواهد داد.

 

نکته ی آخر در مورد یادگیری و رسیدن به مرحله چهارم این است که باید توجه داشته باشیم که تکرار آگاهانه با پشتکار فرق دارد. حتما کسانی را دیده اید که خیلی زیاد کار میکنند ولی درآمد کمی دارند و یا حتما کسانی را دیده اید که در یک رابطه ی عاطفی بیشترین پشتکار را برای کسی که دوستش دارند به کار برده و حتی از زندگی خودش زده و برای کسی که دوستش دارد به اصطلاح سنگ تمام گذاشته و در نهایت عشقش او را رها کرده است و بسیاری مثال های دیگر؛ پس معنای تکرار آگاهانه اطلاعات و درخواست ها موضوعی متفاوت با پشتکار است که باید به آن توجه شود.

 

 

حسین حقانی

 

                 بیشتر بخوانید

 

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد