یکی از نظریات بنیادی نظریه M میباشد. هیچکس به راستی نمیداند که M نشانه چیست، اما شاید نشانه « مدل اصلی » ، « معجزه » یا « معما » باشد. شاید هم همۀ اینها باشد. مردم همچنان در تلاشند که سرنوشت نظریه M را کشف کنند، اما شاید امکانپذیر نباشد. شاید انتظار فیزیکدانان سنتی از یک نظریه منفرد از طبیعت غیر قابل دفاع باشد و چنین فرمولاسیون واحدی وجود نداشته باشد. شاید برای توصیف جهان نیازمند استفاده از نظریات مختلف در شرایط مختلف باشیم. شاید هر نظریه تفسیر خودش از حقیقت را داشته باشد، اما براساس واقع گرایی مدل – وابسته، که تا وقتی که فرضیه ها در پیش بینی هایشان موفق هستند، هر جا که این نظریه ها هم پوشانی دارند، می توان هر دو را اعمال کرد.

هر کجا که نظریه M بصورت یک فرمولاسیون واحد یا تنها به صورت یک شبکه وجود دارد، میدانیم که ویژگی های خودش را دارد. اول اینکه نظریه M یازده بعد فضا – زمانی دارد، نه ۱۰ تا.
نظریه پردازان ریسمانها مدتها به اینکه شاید ۱۰ بعد نیاز به تنظیم داشته باشد مشکوک بودند و کارهای اخیر نشان داد که در حقیقت از یکی از ابعاد چشم پوشی شده است. همچنین نظریه M نه تنها می تواند شامل ریسمانهای مرتعش باشد بلکه شامل ذرات نقطه ای ، غشاهای دو بعدی ، حباب های سه بعدی و دیگر اشیایی که تجسمشان سخت است و حتی ابعاد بیشتری از فضا را تا ۹ بعد می گیرند نیز باشد.
stephen_hawking_speaks_inwaterloo.jpeg.size.xxlarge.letterbox
بنابراین قوانین نظریه M اجازه می دهند که بسته به چگونگی در هم پیچیده شدن فضای داخلی، جهان های متمایز با قوانین ِ آشکار ِ متمایز وجود دارد. نظریه M راه حل هایی دارد برای اینکه فضاهای داخلی گوناگونی اجازه به وجود آمدن داشته باشند، شاید به تعداد ۵۰۰^۱۰ یعنی ۵۰۰^۱۰جهان گوناگون، هر کدام با قوانین خودش. برای اینکه بتوانید این مقدار را تصور کنید، به این مثال فکر کنید : اگر کسی می توانست هر کدام از قوانینی را که برای هر کدام از آن جهانها پیش بینی شده است، تنها در یک میلی ثانیه تحلیل کند و کار خودش را از بیگ بنگ شروع کرده باشد، هم اکنون تنها ۲۰^۱۰ جهان را مطالعه کرده است. تازه بدون اینکه در حین کار قهوه نوشیده باشد.

چند قرن پیش نیوتن نشان داد که معادلات ریاضی می توانند توصیف دقیق بسیار شگفت انگیزی از طرز اندرکنش ، هم روی زمین و هم آسمانها ، ارائه دهند. دانشمندان بر این باور بودند که ما تنها اگر نظریه درست را بدانیم و ابزار محاسباتی کافی را در اختیار داشته باشیم، می توانیم آیندۀ کل جهان را تعیین کنیم. آنگاه عدم قطعیت کوانتومی، فضای در هم پیچیده شده ، کوارک ها ، ریسمانها و ابعاد اضافه مطرح شدند و نتیجه خالص کارشان ۵۰۰^۱۰ جهان بود، هر کدام با قوانین متفاوت، که تنها یکی از آنها معادل جهانی است که ما می شناسیم.

منبع: The Grand Design – استیون هاوکینگ – لئونارد ملودینوف

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد